|
همه ساله در دنياي
اقتصاد، ميليونها دلار به انحاء مختلف مانند فلزات آهني و غير آهني اسقاط شده،
كاغذهاي باطله، پوشاك تهيه و ساير اشياي بيمصرف (لاستيك ماشين، استخوان، شيشه و
غيره) به هدر ميرود.
تنها، مقداري از
اين زبالههاي سخت را ميتوان بازيابي نمود و بقيه در دستگاههاي زبالهسوزي نابود
ميشوند و يا در زبالهدانهاي خصوصي يا عمومي انباشته ميگردند. به طور مثال در
چند سال گذشته فقط قسمتي از ضايعات آهني بازيابي شده و از طريق موسسههاي تجاري
عادي به دست مصرفكننده رسيده است و هم اكنون در خارج شهرها شاهد كوهايي از انباشت
آهن قراضه هستيم كه براي جوامع مسألهساز هستند.
موسسات بازسازي
زبالههاي جامد ضايعات مذكور را قابل مصرف ميكنند و روانه بازار مينمايند.
خودروهاي موتوري
قديمي و قطعات فلزات، قسمت عمده ضايعات قابل بازيافت را تشكيل ميدهند، اين گونه
زبالهها پس از بازيافت به كارخانههاي فولادسازي و ذوب فلزات غيرآهني و بازار
صادرات ارسال ميشوند و تا حدودي كمبود مواد خام فلزي را جبران ميكنند.
شگفتانگيز نيست
اگر كشورهاي عضو بازار مشترك اوپا
(EEC)
و اتحاديه تجارت آزاد اوپا (EFTA)
صادرات آهن قراضه را به عنوان ماده خام فوقالعاده مهم داخلي ممنوع اعلام ميكنند.
كاغذهاي باطله در
درجه دوم اهميت قرار دارد و پس از جداسازي و بستهبندي، به كارخانههاي كاغذسازي
فروخته ميشوند. پوشاك كهنه، قراضههاي غيرآهني و غيره در مقايسه با دو نوع از
اهميت كمتري برخوردارند.
بازسازي فضولات
جامد
در نحوه عمل شامل
جمعآوري، جداسازي، فشردن، انبار كردن و تحويل ميشود.
فلزات قراضه
ماشينهاي فرسوده
و قطعات آهن پياده شده از ساختمانها از طريق حمل جادهاي و يا به وسيله راهآهن در
محل تخليه ميشود. بارگيري در مبدأ و تخليه در مقصد ميشود. بارگيري در مبدأ و
تخليه درمقصد اغلب هنوز با دست صورت ميگيرد. هر چند به طور روزافزون ماشينهاي حمل
و نقل هيدروليكي نيز به كار گرفته ميشوند. معمولاً پس از جمعآوري مقادير زياد
ضايعات كوچك، آنها را در درون ظرفها و جعبههايي قرار ميدهند. جمعآوري مقادير
زايد قطعات كوچك به وسيله كانتينر صورت ميگيرد. عمل جداسازي با دست انجام و قطعا
بزرگ با قيچي يا مشعل برش بريده شده و به كوره ذوب فرستاده ميشود. ضايعات فلزي
كوچك با پرس هيدروليكي يا پيچي در عدلهايي به وزن 25 تا 150 كيلوگرم بستهبندي
ميگردند. ضايعات برش خورده و بستهبندي شده ذخيره و يا اينكه بر حسب نياز بازار به
واگنهاي راهآهن منتقل ميشوند. قطعات چدني غالباً با محمولههاي قراضههاي آهن
تحويل داده ميشوند، بر حسب شكل و ابعادشان با پتك يا وسايل مكانيكي شكسته ميشوند.
روش مكانيكي شكستن قطعات چدني به وسيله گلولههاي فولادي به وزن 800 تا 2000كيلوگرم
است كه با جرثقيل كابلي يا جرثقيل الكترومغناطيسي به ارتفاع 5 تا 6 متر بالا
ميبرند و سپس بر روي قطعات چدني رها ميكنند تا شكسته شوند.
قطعات آهني و
فولادي خودروهاي موتوري فرسوده، پس از جداسازي از فلزات غير آهني و ساير مواد خارجي
ماده خام مرغوبي به شمار ميآيند.
معهذا هنوز
جداسازي، مسأله دشواري است و لذا سعي ميشود كه هنگام تخريب خودروها قطعات يدكي
فولادي يا فلزات سنگين غير آهني را كه هنز ميتوانند مورد استفاده قرار گيرند، جدا
و انبار كنند بنابراين،تجارت شاسي خوروهاي موتوري و بدنه آنها با حرفه بازسازي و
فروش آهن قراضه معمولي تفاوت زيادي دارد. قبل از اين كه بدنه خودرو فشرده و به صورت
آهن قراضه بستهبندي شود، كليه عناصر بيمصرف و ناخواسته از قبيل روكش صندلي، فرش،
قسمتهاي پلاستيكي (پوشش داشبورد، پوشش اتاق و...) بايد معدوم شوند. اين عمل هنوز
هم بر ب معمول در فضاي باز انجام ميگيرد. خدروهاي فرسوده خريب شده را روي هم
انباشته و پس از آغشته كردن آنها با نفت يا گازوييل آتش ميزنند. در نتيجه اين كار
دود قارچ مانند غليظ، با بوي نامطبوع، اغلب تا ارتفاع 100 متر بلند ميشود، كه ممكن
است ناحيه گستردهاي را فراگيرد. نهايتاً اين گونه آلودگيهاي هواي محيط بايد ممنوع
شود.
بايد شيوههاي
تازهاي باي نابود كردن قستهاي غير فلزي خودروهاي فرسوده ابداع شود. كوششهايي در
زمينه خرد كردن خودروهاي محمولههاي ضايعات آهني كه ب طريق معمول جمعآوري ميشود،
به عمل آمده است. قطعات بزرگ را در درجه حرارت بسيار پايين به كمك ازت مايع ترد و
با صرف نيروي كمي خرد ميكنند. البته بعيد است كه اين روش در آينده نزديك داراي
ارزش تجاري باشد.
در حال حاضر
كارگاههاي ريزكننده كه در آمريكا آمده شده است، بهترين راهحل به نظر ميرسد. در
اين كارگاهها بدنه خودروهاي كهنه، موتورها، ضايعات پرحجم و مزاحم فولادي از قبيل
اجاقهاي پختوپز، يخچالها، ماشينهاي لباسشويي و غيره را ميتوان به اجزاي قابل
مصرف در بازار تبديل كرد كه محصول نهايي اين كار از مرغوبيت ويژهاي برخوردار است و
غالب نيازهاي فني را تأمين ميكند. هر يك از اين كارگاههاي ميتوانند بين 15 تا
100 تن ضايعات را در هر ساعت خرد نمايد كه برابر 30 تا 200 خودرو موتوري است. محصول
نهايي(قابل فروش در بازار) آهن خردكني داراي امتيازات زير است:
·
قطعات ريز(با تراكم ظاهري بالا)
·
سطح گسترده (كه براي كورههاي ذوب فلز بسيار مناسب است).
·
درجه خلوص بالا (بدون ذرات غير آهني يا ناخالصيهاي ديگر)
·
سهولت استفاده از آنها در كورههاي اتوماتيك يا مبدلها.
مراحل خردسازي در
دستگاههاي خردكننده به قرار زير است:
1.
يك غربال متحرك
2.
يك عدد تفكيككننده مغناطيسي
3.
يك عدد تسمه نقاله براي جداساي با دست
4.
يك دستگاه كنترل گردوغبار
5.
يك عدد كوره گردان يا كوره اتاقي
ضايعات غيرآهني
اين ها در انتهاي
خط به همان طريق ضايعات آهني جمعآوري ميشوند. چنانچه ضايعات هنز جدا و در جعبهها
و بشكهها قرار نگرفته باشد، اين عمل در كارگاه بازيافت انجام ميگيرد. كابلهاي
داراي پوشش سربي با قيچي فلزبري به قطعات كوچك بريده ميشوند و در ظورف مخصوص ذوب
مبگردند. غالباً در هواي آزاد، گاهي پوشش سربي كابلها توسط ماشين مخصوصي جدا
ميشود و در كوره ذوب شده و به صورت شمش در ميآيد. ورقههاي آهني نيز كه داراي
روكشي از روي هستند، در كوره حرارت داده ميشوند تا روي از آن جدا شود، سپس روي را
قالبگيري و براي فروش آماده ميكنند.
كاغذ باطله
كاغذ باطله به
وسيله دورهگردها يا ماشينهاي موسسات زباله جمعكني از نقاط انباشت زباله يا
مشتريهايي مانند موسسات و آموزشگاهها ـ كه مقادير زيادي كاغذ يا مقوا مصرف
ميكنند ـ جمعآوري ميشود.
جمعآوري و
دستهبندي مكانيكي كاغذهاي باطله تجارت خاصي است و كارخانههاي جديد بازيافت اغلب
بسيار بزرگ و مجهز به وسايل زير هستند:
·
تسمه نقاله براي هدايت كاغذ باطله
·
كاغذ خردكن گردان
·
تسمه نقاله شيبدار براي تغذيه پرس بستهبندي
·
پرس بستهبندي مجهز به دستگاه نواركشي عدلها
استخوانها
استخوانهاي
جمعآوري شده اغلب به صنايع شيميايي بدون بازيافت فروخته ميشوند.
لاستيكها
مقدار لاستيكهاي
فرسوده رونيد فزاينده دارد كه ناشي از افزايش غير اجتناب ترافيك جادهاي است.
لاستيكهاي كهنه از سه منبع به دست ميآيند:
1.
خودروهاي كهنه
2.
اتومبيلها و كاميونهاي تصادفي
3.
تايرهاي فرسوده تعويضي
سوزاندن لاستيكها
همانند مواد تجزيه شده به وسيله حرارت بسيار بالا، گازهاي مختلفي توليد مينمايد.
از طرفي تايرها را نميتوان با قسمتهاي غير فلزي خودروها سوزاند. تنها مقدار اندكي
از لاستيكها را ميتوان در كورهاي معمولي سوزاند. نابود ساختن مقادير عمده
لاستيكها به تسهيلات مخصوصي نياز دارد. براي مثال شركت لاستيكسازي گودير، ماشين
لاستيكسوزي مخصوصي ساخته است كه در ان لاستيكهاي كهنه سوزانده ميشوند و از بخار
حاصل در ساختن تايرهاي نو استفاده ميشود.
نحوه ديگر استفاده
مجدد از لاستيكهاي فرسوده، احياء و تبديل آنها با پودر يا دانه ريزي است. از اين
دانهها براي پوشش سطح جادههاي مخصوص مسابقا اتومبيلراني و ساير تسهيلات ورزشي
استفاده ميشود و پودر لاستيك را اغلب در صنايع لاستيكسازي، رنگسازي و راهسازي
به كار ميبرند.
شركت تاير و
لاستيكسازي فايرستون در شهر آكرون ايالات متحد آمريكا با همكاري وزارت كشور موفق
به تكميل دستگاه تقطير لاستيكهاي فرسوده شده است و روغن، قير و گازهاي سوختي از
محصولات فرعي آن به شمار ميروند. امتياز ديگر اين دستگاه جلوگيري از آلودگي هوا
است.
مخاطرات
به طور كلي
پژوهشهاي همه جانبهاي بيانگر وجود خطرهاي زياد در اين صنايع است. رخداد حوادث بيش
از همه مربوط به نوع كار و نوع مواد است. روش و رفتار كاركنان و عدم توجه به مسايل
ايمني نيز تأثير به سزايي در ميزان وقوع حوادث در اين صنعت دارد.
در قسمت خرد كن
آهنهاي قراضه، اوراقكردن خودروهاي موتوري و زبالههاي فلزي غير آهني ميزان و شدت
حوادث به نسبت حوادث صنعتي بسيار بالاتر ميباشد. برش زبالههاي فلزي با قيچيهاي
برقي، كار با پرسهاي عدلساز و تخريب ماشينهاي كهنه و وسايل كهنه و وسايل خانگي،
موجد حوادث بسيار بيشتر از حد متوسط است.
در بخش كاغذ باطله
و لباسهاي كهنه، ميزان حوادث تا حدودي كمتر است، ولي سطح ان نسبت به ساير صنايع كه
زير پوشش بيمه حوادث حرفهاي هستند، بيشتر است. به خصوص هنگام بارگيري، حملونقل و
انباشتن، حوادث شديدي رخ ميدهد.
ميزان حوادث در
بخشهاي ديگر مشابه قسمت برش و كاغذهاي باطله است. فعاليت جنبي (از قبيل رانندگان
بولدوزر، بيلهاي برقي و...، كارگاههاي تعمير خودروف دستكاري توليدات نيمه ساخته)
و خدمات وابسته (كارگاههاي تعمير و نگهداري، كار در غذاخوريها و...) در صنعت
بازيافت داراي اهميت چنداني نيستند. ميانگين بروز حوادث در اين گروه روي هم رفته
معادل ميانگين كل صنايع آمادهسازي و بازسازي است.
تدابير ايمني
با استفاده از
وسايل مكانيكي براي خرد كردن، بارگيري، تخليه و ... ميتوان به ميزان زيادي از وقوع
حوادث كاست.
ماهيت حوادثي كه
داخل كارخانه هنگام بارگيري و تخليه رخ ميدهد، مشابه است. به منظور تأمين ايمني در
اينجا نيز بهتر است از وسايل مكانيكي از قبيل «ليفتراك» فورك ليفتراك (ليفتراك
چنگالدار)، جراثقال مجهز به مغناطيس و ... استفاده شود. اين گونه تجهيزات نيز
چنانچه درست به كار گرفته نشوند يا قواعد ايمني درباره آنها رعايت نگردد(مثل سقوط
محموله به علت كاربرد نادرست قلاب و برقگرفتگي به واسطه تماس جراثقالها با
سيمهاي برق فشار قوي بالاي آن) خود ميتواند منبع خطر شوند.
حوادث بسياري كه
هنگام جداسازيفپيادهكردن قطعات، شكستن، خردكردن و تخريب رخ ميدهد، با پوشيدن
لباس ايمني و وسايل مناسب، دقت و مراقبت در نگهداري و استفاده از ابزار دستي و
آلات كوبنده قابل اجتناب ميباشند.
براي جلوگيري از
انفجار به هنگام باز كردن و جدا ساختن قطعات مخازني كه محتوياتشان ناشناخته است،
بايد از ابزاري استفاده نمود كه توليد جرقه نميكند. هنگام به كاربردن دستگاه برش
اكسياستيلن و نظاير آن نكات ايمني بايد دقيقاً رعايت شود.
چنانچه دود، بخار،
غبار يا گازهاي مضر هنگام برش آهنهاي قراضه به وسيله دستگاه برش گازي يا قوسي به
غلظت مخاطرهآميز برسد، بايد از ماسك حفاظت تنفسي استفاده نمود.
در هنگام نگهداشتن
قطعات سبك آهنهاي قراضه كه لبه و نوك تيزي دارند بايد از دستكش محافظ چرمي استفاده
كرد. با قرار دادن دست در دو وضعيت صحيح و تنظيم به وسيله نگهدارنده ورقه آهن
ميتوان از لهشدن انگشت شست بين فلز و انبر نگهدارنده هنگام كار اجتناب ورزيد.
پرسهاي بستهبندي و قيچيهاي فلزبري بايد مجهز به وسايل تغذيه و بارگيري مكانيكي
باشند.
علت اساسي وفور
حوادث در بخشهاي اوراق كردن مشينها بيش از همه كمبود يا فقدان تدابير ايمني است،
افرادي كه به امور تخريب ماشينآلات فولادي و آهني اشتغال دارند بايد به طور اخص از
وسايل و ابزار و لباس حفاظت فردي استفاده نمايند.
از آسيب دستها
هنگام بارگيري، انبار كردن و حملونقل كاغذ باطله با استفاده از تجهيزات بارگيري
مكانيكي و وسايل حفاظت فردي و دستكش ميتوان به نحو بارزي جلوگيري كرد. رعايت كليه
نكات وسايل حفاظت فني كه در بخش كاغذ باطله شرح داده شده بايد در بخش پارچه و
منسوجات كهنه نيز هنگام جمعآوري، بارگيري و بستهبندي رعايت شود.
چنانچه برش
منسوجات كهنه با تيغه برش مدور انجام شود، تيغه برنده بايد داراي حفاظ باشد (مگر در
موارد استثنايي).
در ساير بخشهاي
بازيافت زباله نيز اكثر حوادث هنگام بارگيري و تخليه با دست به وقوع ميپيوندد، ولي
استفاده از وسايل حمل و نقل مكانيزه شرايط كار را مناسبتر و از بسياري حوادث
جلوگيري ميكند. |